شب هزارویکم را که میخواندم یادم افتاد سالیان درازی است وطنم را سفید امضا در بانک هر کجا چک کشیده ام دریغ از هر وجه الضمانی که خواستند و ندادم....از خورزادم که بنت الشمس و ماهکم که هلالالقمر و خودم....چه اجراها که تاریخم از چکم ندید.
مدت هاست که در ایوون چهارم فقط در جا زدنی بود ای کاش
شب هزارویکم را که میخواندم یادم افتاد سالیان درازی است وطنم را سفید امضا در بانک هر کجا چک کشیده ام دریغ از هر وجه الضمانی که خواستند و ندادم....از خورزادم که بنت الشمس و ماهکم که هلالالقمر و خودم....
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر